9 راهکار برای غلبه بر ترس کودکان

  • اخبار و اطلاعیه ها
9 راهکار برای غلبه بر ترس کودکان

9 راهکار برای غلبه بر ترس کودکان

پیش گفتار :

همانطور که لبخند، گریه، استرس جزو عواطف و احساسات همه ما است، ترس نیز یکی دیگر از این احساسات در مقابل اتفاق‌ها و رویدادهای اطرافمان است. این

که در برهه ای از زندگی بعضی از احساسات و عواطف ما نسبت به بعضی از عواطف دیگر بیشتر در رفتارمان جریان دارند یک امر طبیعی به حساب می آید. مهم

این است که در آن بازه زمانی چگونه با آن برخورد کنیم و از آن احساس و عواطف در جهت پیشرفت شخصیتی خود بهره ببریم.

این صحبت ها برای یک فرد بزرگسال قابل هضم است. اما برای یک کودک قابل درک نیست. این که کودکان به شناخت کامل نسبت به عواطف و احساسات

شان برسند و در مواقعی که با آن‌ها برخورد می‌کنند بتوانند به گونه‌ای رفتار کنند که علاوه بر اینکه این عواطف بر آن ها تاثیرات مضر و مخرب نگذارد، بتوانند از آن

در جهت رشد و پیشرفت شخصیتی خود نیز بهره ببرند، از وظایف اصلی ما، پدر و مادرها و بزرگترها است.

منشا ترس

یکی از احساسات و عواطفی که کودکان به شدت در دوران کودکی با آن مواجه می‌شوند ترس است.  منشا ترس از عدم آگاهی نسبت به چیزی است که  با آن

مواجه هستیم. انواع ترس هایی که کودکان با آن مواجه می‌شوند شامل ترس از تاریکی، ترس از محیط ناشناخته اطراف، ترس از موجودات و اشیایی که تا به

حال با آن مواجه نشده اند و یا حتی ترس از چیزهای که از برخورد با آن منع شده اند، می‌شود.

اگر به رفتار یک کودک که تازه به دنیا آمده توجه کنید می‌بینید که حس کنجکاوی آنقدر زیاد است که از انجام کارهایی که برای او خطرناک است و به او آسیب

می‌رساند، ترسی ندارد. اما به مرور زمان با توجه به اتفاق ها و خیلی از رفتارها که در محیط اطراف و پیرامون او شکل می‌گیرد به صورت ناخودآگاه شروع به

ترسیدن می‌کند. در بعضی از مواقع رفتاری که ما بزرگترها با او در دوران نوزادی داریم، تاثیر زیادی در ترس های آینده اش می‌گذارد. به طور مثال زمانی که یک

کودک بر لبه یک بلندی قرار می‌گیرد واکنش آنی و سریع پدر مادرها برای نجات جان او باعث می شود در موقعیت های مشابه انتظار چنین واکنش‌هایی را داشته

باشد. این امر باعث می‌شود به صورت ناخودآگاه او از بلندی بترسد و اگر با این ترس نتواند در دوران کودکی مقابله کند، طبیعتا در بزرگسالی نیز از بلندی و ارتفاع

خواهد ترسید. همان طور که امروزه در میان دوستان و آشنایان افرادی را می‌بینیم که گلایه دارند بدون آنکه بدانند چرا از ارتفاع می‌ترسند.

دلایل وجود ترس در کودکان

همانطور که در بالا گفته شد ترس نیز مانند تمامی عواطف و احساساتی که داریم بر اثر نوع زندگی در دوران کودکی، در بعضی از آن ها شدت بیشتری دارد و در

بعضی دیگر از کودکان با توجه به محیطی که در آن قرار دارند این احساس ضعیف تر است. به طور مثال کودکی که در یک محیط پرخطر و  پرتنش زندگی می‌کند

خیلی از ناشناخته هایی که برای کودکانی که در محیط های آرام زندگی می کنند، برای او دیگر ترسناک نخواهد بود. او روزانه با خطرهای زیادی مواجه می‌شود که

به مرور زمان آن خطرها و موقعیت ها برای او کوچک به حساب می آید.

کودکی که در نزدیکی ریل راه آهن زندگی می‌کند با هر بار لرزش زمین و یا صدای قطار نمی‌ترسد و به گوشه ای پناه نمی‌برد. در مقابل کودکی که در یک محیط

آرام و به دور از تنش‌های موجود در جامعه زندگی می‌کند، زمانی که قرار است برای اولین بار به تنهایی خارج از منزل قدم بگذارد بدون شک به دلیل عدم شناخت

از محیط اطراف اضطراب درون او ایجاد می شود. حالا اگر اتفاق ناخوشایندی در همان خروج اول برای او در محیط رخ دهد بدون شک دچار ترس از محیط

پیرامون خود می‌شود.

دلیل اصلی به وجود آمدن ترس عدم آگاهی و نبود شناخت نسبت به محیط اطراف و افرادی که با آنها  برخورد می کنیم، است.

راهکارهای مقابله با ترس کودکان

برای این که کودکان ما بتوانند بر ترسهای خود غلبه کنند ما در مقام والدین باید به آنها کمک کنیم. برای این منظور در زیر چند راهکار برای مقابله و کمک به آنها

در برابر ترس هایشان بیان خواهیم کرد. همراه ما باشید:

ترس را جدی بگیرید

بعضی مواقع در تلاش برای کمک به کودکان خود، جملاتی مانند:

چیزی برای ترسیدن نیست

نگران نباش

من اینجا هستم

و … می‌گوییم. این باعث کمتر شدن ترس کودکتان نمی‌شود. بلکه می‌توانید ناخواسته به کودک خود پیام باور نداشتن احساساتش را بدهید.که این امر علاوه بر

وجود ترس باعث ایجاد عدم باور و جدی نگرفتن او نیز می‌شود.

راه هایی برای صحبت در مورد ترس‌های او پیدا کنید

همه بچه ها این قدرت و توان را ندارند که توضیح دهند از چه چیزی می‌ترسند و یا در ابراز موقعیت خطری که هستند دچار شرم و خجالت زدگی می‌شوند. با

طرح  سوالات خاص برای کودکان به آنها در توضیح و بیان ترس خود کمک کنید. به عنوان مثال ، اگر فرزندتان به شما چسبیده است و نمی‌خواهد از شما دور

شود، می‌توانید بگویید :

چه چیزی باعث ترس تو از نبودن من می‌شود؟

آیا نگران من هستی یا نگران خودت هستی؟

تصور می‌کنی با دوری از من چه اتفاقی می‌افتد؟

پس از صحبت با او و داشتن اطلاعات بیشتر، آن موقعیت را برایش توصیف کرده و تأیید کنید که او را باور دارید و دوستش دارید. می‌توانید بگویید: “به نظر

می‌رسد وقتی نمی‌توانی با من باشی مضطرب می‌شوی و می‌ترسی وقتی ازت دور باشم اتفاق بدی برای من بیفتد. آیا من درست متوجه شدم؟ ”

 یک لیست تهیه کنید

با کودک خود همکاری کنید تا لیستی از موارد یا موقعیت هایی که باعث ترس برای او می‌شوند، را یادداشت کنید. ترس های مشابه را با هم گروه کنید. به عنوان

مثال، کودکانی که می‌ترسند هنگام جدا شدن از پدر و مادرشان اتفاق بدی رخ دهد، ممکن است از رفتن به مدرسه یا خانه شخص دیگری نیز ترس داشته باشند.

آن ها ممکن است از این که با یک پرستار کودک رها شوند، ترسیده باشند. همه این‌ها بخشی از ترس بزرگتر که همان دوری و وابستگی زیاد از شما می‌باشد.

 تفکر واقع گرایانه را تقویت کنید

فکر کردن به اتفاقات بدتر و تصورسازی و مواجه با آن هضم و چگونگی برخورد با موقعیت را برای کودکان آسان‌تر می‌کند. این روش باعث می‌شود به مغز کمک

کنیم تا برای محافظت از ما در برابر خطر آمادگی لازم را داشته باشد. می‌توانید این تمرین را با فرزند خود انجام دهید و به او بگویید همانطور که مغز نمی‌تواند

خنده واقعی را از مصنوعی تشخیص دهد و در هر بار که می‌خندید واکنش و انرژی خوب را به ما منتقل می‌کند در مقابل ترس نیز همین گونه عمل می‌کند و

تشخیص نمی‌دهد خطر واقعی است یا خیر، تنها واکنش مناسب با آن را نشان می‌دهد. بنابراین، کودک خود را تشویق کنید که “کارآگاه اندیشه” برای مقابله با

ترس‌ها و اتفاقات ناشناخته از قبل داشته باشد.

برای این کار می‌توانید به صورت زیر عمل کنید.

به این افکار گوش دهید: او ممکن است فکر کند “اگر مادرم بدون من به فروشگاه برود، صدمه خواهد دید”.

مشخص کنید که آیا یک واقعیت است یا یک احساس: زمانی که فردی برای حفظ جانش از دست یک حیوان وحشی یا درنده در حال دویدن و احساس ترس

است، مغز نیز  واکنش نشان می‌دهد. ضربان قلب بالا می‌رود و ممکن است دستانش عرق کند. این یک واقعی است و باید همچنین واکنشی را انتظار داشت.

مدارکی را برای تأیید یا رد کردن آن جمع آوری کنید: هر بار که مادر به تنهایی به فروشگاه رفته است، وقتی به خانه آمده حالش خوب است.

این فکر را به چالش بکشید: بین کودک و افکار او این چالش را ایجاد کنید که واقعیت رخ داده بیشتر رخ می‌دهد یا احساس و افکار او بوجود می‌آید.

ترس را به قطعات کوچکتر تقسیم کنید

مقابله با ترس به یکباره می تواند طاقت فرسا باشد و کودک ما را به شدت آزار دهد. در عوض، قدم های کوچکتری را برای رسیدن به هدف غلبه بر ترس امتحان

کنید. از کودک خود بخواهید تا به شما برای رسیدن به آن مراحل کوچکتر کمک کند. ممکن است کودک شما از انجام کارهای مدرسه در یک اتاق بترسد. قرار

بگذارید که تا آخر هفته آینده، کودک شما یک ساعت کار در اتاق خود داشته باشد و در بقیه زمان ها در کنار شما و خانواده به تکالیف و فعالیت های خود برسد.

بعد از یک هفته در مورد این تصمیم با هم صحبت کنید و برای هفته آتی این زمان را افزایش دهید.

کودک خود را تشویق کنید

تغییرات به یکباره اتفاق نمی افتد و نیازمند گذر زمان است. وقتی فرزندتان حتی کمی با ترس خود مقابله کرد، به فرزندتان بگویید که چقدر به او افتخار می‌کنید.

او را تشویق کنید، صبور باشید و ازتلاش ها و موفقیت های مجدد او تمجید کنید. با ارسال این پیام که پیشرفت مهم است، به کودک کمک می‌کنید تا رشد

عقلانی نیز ایجاد شود.

با افکار منفی مقابله کنید

کودکان نیز مانند بزرگسالان مستعد تفکر منفی هستند. همین تفکرات منفی  استرس، اضطراب و در نهایت کاهش اعتماد به نفس و ترس را به دنبال خواهند

داشت. ابتدا به کودکتان کمک کنید لیستی از افکار منفی را بیان کند و شما مانند یک کارآگاه تمام آن را به چالش بکشید و در نهایت با یک تفکر مثبت آن را

جایگزین کنید.

تنفس عمیق را آموزش دهید

یک راه مهم و آسان و کاربردی برای کنترل استرس و ترس ناشی از آن تنفس عمیق است. به کودکتان تکنیک درست نفس کشیدن را بیاموزید. تنفس عمیق در

مهار ترس و اضطراب بسیار کارساز است.

شرایط را تغییر دهید

از کودکتان بخواهید درباره علت ترس هایش با شما گفت و گو کند و در نهایت ذهنش را به مسائل دیگری که همراه با ارائه راه حل است مشغول کنید. به طور

مثال اگر از امتحان ریاضی می‌ترسد از او بخواهید زمان باقی مانده تا امتحان را محاسبه کند و متوجه شود که چقدر برای مطالعه وقت دارد.

با انجام این راهکارها به کودک خود کمک خواهید کرد تا بر ترس خود غلبه کند. ترس  از جمله مواردی است که سبب برانگیخته شدن دیگر عواطف مانند استرس

و اضطراب نیز می‌شود و در طولانی مدت می‌تواند اثرات مخربی بر روی روان و شخصیت فرد بگذارد. به مثال زیر توجه کنید:

اگر کودک شما از تنهایی خوابیدن در اتاق می‌ترسد و تنها دلیلش این است که از تاریکی وحشت دارد شما چه راهکاری را پیشنهاد می دهید؟ بله درست است

یک راهکار پله پله را پیش بگیرید:

شب اول:

از او بخواهید که در کنار شما روی تخت شما بخوابد.

شب دوم:

از او بخواهید تشک خود را در کنار تخت شما روی زمین بیندازد و بر روی آن بخوابد.

شب سوم:

از او بخواهید تشک را از تخت شما با فاصله بیندازد و بر روی آن بخوابد.

شب چهارم:

با این شرط که هر دو دقیقه یکبار به اتاق او سر میزنید تا از احوالش جویا شوید، کودک را در اتاق خودش و در تخت خودش بخوابانید.

شب پنجم:

از او بخواهید با چراغ روشن در تخت خودش بدون حضور شما بخوابد.

در شب های آتی فرزند شما با چراغ خواب در اتاق خودش خواهید خوابید.

آنچه که مهم و ضروری است توجه به احساس ترس است. آن را نادیده نگیرید.

شما می توانید در فضای مجازی تازه ترین محصولات ما را دنبال نمایید . آدرس اینستاگرام : shahrekodak_matin

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.